السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

811

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

گزينش اعلم براى امامت و خلافت دلالت دارد . و اين مطلب پيشتر با دليل‌هاى بسيار كه مفيد قطع و يقين است ، بيان شد و اگر جز آن‌چه خداوند سبحان در داستان حضرت آدم و حضرت طالوت عليهما السلام فرموده است ، وجود نداشت ، همان به عنوان دليل و برهان بسنده بود . سوم : شك و ترديدى نيست كه اعلم براى حوزه حافظتر و براى امّت اصلح است . و از اين جهت باطل بودن ادّعاى حافظتر بودن براى حوزه و اصلح براى امّت بودن ابوبكر آشكار مىشود ، همراه با اعتراف به اعلم نبودنش . به راستى چه وقت ابوبكر حافظتر براى حوزه بوده است ؟ آيا در ميدان‌هاى جنگ و جهاد با كفّار ؟ يا در گشودن مشكلات و گرفتارىها ؟ و چهارم : فساد استدلال به انتخاب ابوبكر براى خلافت توسّط مردم روشن است ، و به فرض بپذيريم كه اين انتخاب از سوى مردم بود ، اشكال بر همان مردمى است كه انتخابش كردند و به همين ترتيب اشكال بر كسانى است كه به اين گزينش ، استدلال بر درستى امامت ابوبكر مىكنند . سخن ديگرى از ابن‌روزبهان ابن روزبهان درباره‌ى حديث « مدينة العلم » و حديث « أنا دارالحكمة » سخن شگفت‌انگيزتر و غريب‌ترى از آن‌چه آورديم ، دارد . از اين قرار كه : مرحوم علّامه حلى رحمه الله گويد : « مطلب دوم : دانش . مردم همگان بدون خلاف ، ريزه‌خوار على عليه السلام هستند ، در معارف حقيقى و دانش‌هاى يقينى و احكام شرعى و قضاياى نقلى ، چون ايشان عليه السلام در نهايت تيزهوشى و شوق بر آموختن بود و ملازمت او با رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه مهربانترين مردم نسبت به او بودند ، بسيار عظيم است ، به گونه‌اى كه شب و روز از ايشان جدا نمىشد ، پس ضرورتاً از ديگران داناتر مىشود و رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم در حق او مىفرمايند : داورترين شما على است . و قضاوت مستلزم دانش و دين است . ترمذى در صحيحش روايت مىكند كه : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : « أنا مدينة العلم و على بابها » و بغوى در الصحاح روايت